بیا به هم نرسیم که جاودانه شه عشق
که بیکرانه شه این دقایق خوش ِ عشق
بیا به هم نرسیم که شوق ته نکشه
که شب به ته نرسه، دریچه بسته نشه
بذار با دیدن تو بازم بلرزه تنم
بذار بگیره صدام ولی صدات بزنم
چه حیف میشه اگه جدایی راحت شه
که بودن من و تو شبیه عادت شه
چه سخته باشی و من نباشم عاشق تو
بیا به هم نرسیم، از این ترانه نرو!
تو اوج شور و نفس، رو موج نور و نسیم
اگرچه سخته ولی بیا به هم نرسیم
به بودا اگر رو کنی، نیروانا نیستی است و به سمت مولانا اگر سر بچرخانی، وصال را در فناء فی الله میبینی. عاشق مثالی ما خسرو واصل نیست، فرهاد است که در فراغ شیرین کوه میکند و قیس است که در هجران لیلی، مجنون میشود. در عشق، رسیدنی نیست. سهراب هم (که بوی بودا و مولانا را برده است) میگوید: «عشق صدای فاصلههاست». رسیدن پایان است، بیا به هم نرسیم!
