تبليغاتX
آرش افشار

آرش افشار

شعر و ترجمه‌ی شعر

از کنار هم گذشتیم
بی‌صدا و بی‌اشاره
از کنار هم گذشتیم
از کنار هم... دوباره

تو، ولی بی‌ عطری از تو
من، ولی بی‌ رنگی از من
حتی تردیدم نکردیم
میون موندن و رفتن

ما یه‌عمر تو خواب و رویا
دنبال هم‌دیگه گشتیم
اما امروز بی‌تفاوت
از کنار هم گذشتیم

عشقا زود تکراری می‌شن
بوی کهنگی می‌گیرن
سرزده یه‌روز میان و
فردا بی‌بهونه می‌رن

هیچی باقی نمی‌مونه
جز یه‌مشت خیال مبهم:
تو برام زندگی بودی
من برای تو می‌مردم

ما یه‌عمر تو خواب و رویا
دنبال هم‌دیگه گشتیم
اما امروز بی‌تفاوت
از کنار هم گذشتیم 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/25ساعت 14:50  توسط آرش افشار  | 

کی مثل من با تو رفاقت کرد،
هی شعله شد تو لحظه‌های سرد،
هی گُر گرفت و دستِ آخر سوخت،
رختِ ِِ بلند ِ بخت‌تو کی دوخت؟

حال تو رو کی خوب می‌فهمید،
کی پشتِ چشمای تو رو می‌دید،
بی‌وقفه موند و پابه‌پا اومد؟
شاید ندیدی تا کجا اومد!

یادم نمی‌ره بوسه‌ی آخر،
گوشای کر، چشمای ناباور،
یادم نمی‌ره هرچی یادت رفت،
از دستای بی‌اعتقادت رفت...

دیدی تو هم مثلِ همه بودی،
از عشق افتادی به این زودی،
تو نیمه‌راهِ دل زمین خوردی،
دیدی تو هم آخر کم آوردی!

 چیزی نمی‌گی، ساکت و سردی،
دنبالِ حرفِ تازه می‌گردی؟
وقتی دلت اندازه‌ی من نیست
چیزی نگو، لازم به گفتن نیست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/18ساعت 22:26  توسط آرش افشار  |